کد خبر: ۲۵۹۴
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۹
تعداد بازدید: ۹۱۶۳
اولین بحثی که در ازدواج مطرح می‌شود، مسئله کفویت به خاطر اهمیتش است. اگر ما این ملاک‌ها را رعایت کنیم، مشکلات در مسیر ازدواج خیلی کم‌تر خواهد شد.
همتایی و کفویت در ازدواج

[از سری برنامه‌های تلویزیونی گلبرگ- مصاحبه با کارشناس برنامه؛ حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا دهنوی]

حاج‌آقا فرموده‌اند: خانم متدین، نمی‌توانند با یک آقای غیر متدین وارد زندگی زناشویی بشوند. سؤال من این است که اگر خانمی در توان خود ببیند که می‌تواند با این آقای صحبت کند و او را به راه بکشاند، آیا بازهم نمی‌توانند با هم ازدواج کنند؟ و آیا ازدواجشان به صلاح هست یا خیر؟
من به خانمی که شما سؤالشان را مطرح کرده بودید عرض کردم، نگفتم جدا شوید. گفته بودم اول سعی کنید اصلاحشان کنید، اگر می‌توانید چنین کاری را بکنید. اگر انسان بک نفر را زنده کند گویی تمام مردم عالم را زنده کرده است. خوب اگر واقعاً این خانم چنین توانمندی را دارند، در دوران عقد این کار را انجام دهند. بعد از عقد نگذارند. البته بدانید چون دوران عقد دوران حاکمیت عشق و عواطف است ممکن است این آقا به‌صورت مقطعی به این سمت بیایند. به‌صورت مقطعی شراب و سیگار را کنار بگذارد و واقعاً نماز بخواند و به مسائلی که برای شما مهم است، پایبند شوند ولی ما مواردی داریم که با ورود به زندگی مشترک به اصل خویش برمی‌گردند. این را دقت کنید. این یک هشدار است. مواردی داریم که لطف خدا هم شامل حالشان شده و ادامه داده‌اند. اگر می‌توانید درهمان دوران عقد این کار را بکنید. آقایی فرموده بودند: می‌خواهم باخانم مسیحی ازدواج کنم وایشان را مسلمان کنم. گفتم نکنید، خانمی گفته بودند: می‌خواهم با آقایی ازدواج کنم که مشکل اخلاقی دارد، می‌خواهم با ازدواج اصلاحش کنم. گفتیم: ازدواج یک مسئله مهم در زندگی شما هست، ریسک نکنید. توجه داشته باشید. حالا اگر این خانم بگوید من این‌قدر توانایی را دارم که بعد از ازدواج رسمی ایشان را اصلاح کنم، این را رد نمی‌کنیم. ما چنین موردهایی را داشتیم؛ اما بیشتر عکس این را داشته‌ایم که آقایان، بیشتر خانم‌ها را هم‌عقیده خودشان می‌کنید. این یک هشدار است. ما شواهد عینی و تجربی داریم و هم آموزه‌های دینی هم این را تأکید می‌کنید. امام صادق می‌فرماید: به گروهی از مردان زن ندهید. چرا چون زن از تربیت شوهرش اثر می‌پذیرد و این آقا خانم را بر دین خودش وادار می‌کند؛ زیرا آقا یک نقش تکیه‌گاهی دارند و خانم‌ها دنبال تکیه‌گاه می‌گردند و نقش حمایتگری دارد. خانم دوست دارد آقا حمایتش کند، نقش اقتدار هم دارد. طبیعی است، زنی که همسری مقتدر و حامی دارد از او اثر می‌پذیرد. لذا دقت کنید، این را باز هم میگویم، این ریسک را نکنید. حالا شاید سؤال می‌کنید دهنوی این آقایی که این مشکلات را دارد و باخانمی متدین عقد کرده چه‌کار کند؟ چون ایشان همتای شما نیستند، دوران عقد، دوران تجدیدنظر است خوب ایشان چه‌کار کنند؟ با همتای خودشان ازدواج کنند. خدا برای هرکس همتایی آفریده است. تأکید من این است که می‌گویند من دختری متدین هستم و از خانواده مذهبی با این مشکل مواجه شده‌ام ولی نه یک خانم که خودشان متدین نباشند و از یک خانواده مذهبی نباشند، احتمالاً بتوانند با شراب‌خواری این آقا کنار بیایند. حالا آقا نماز نمی‌خواند خانم هم خیلی برایش مهم نیست و جالب است برعکس هم داریم. خانمی غیر متدین باشند ما توصیه نمی‌کنیم با یک آقای متدین ازدواج کنند چون از همان روز اول مشکلاتشان شروع می‌شود، آقا اگر مذهبی باشد می‌گوید نماز جمعه و خانم می‌گوید توچال، این‌ها دو تا فکر و دو تا اعتقاد هستند. آقای متدین، باید باخانم متدین باشد. نوریان را نوریان طالب هستند. می‌توانند همتای هم باشند.

پنج ماه است که عقد کرده‌ایم و حالا فهمیده‌ام که همسرم مشروبات الکلی مصرف می‌کند و سیگار هم می‌کشم و نماز هم نمی‌خواند و به مسائل دینی پایبندی ندارد. من دختری متدین و از خانواده مذهبی هستم. آیا درست است با او عروسی کنم؟
اینجا مشکل اخلاقی مثل سؤال قبلی نیست. این مورد مشکل اعتقادی مطرح است. شراب می‌خورد و دین ما اجازه نمی‌دهد و خیلی هم سخت دین ما ایستاده است. اگر شما خانمی بودید که خیلی به مسائل دینی معتقد نبودید، می‌شد با ایشان کنار بیایید زیرا همتای یکدیگر بودید ولی شما خانم متدین هستید و از یک خانواده مذهبی، خیلی بعید است که بتوانید با ایشان کنار بیایید؛ زیرا مشروبات الکلی برای پدر و مادر نمازخوان شما باعث آبروریزی و برای خانواده شما خیلی بد است و نماز هم نمی‌خواند. برای بچه‌ها الگو می‌شود و بچه‌ها هم نماز نمی‌خوانند و مثلاً نجس و پا کی هم برایشان مهم نیست. اهل غسل و حرام و حلال هم مهم نیست. نمی‌توانید با ایشان کنار بیایید. در مورد قبلی، خانم متدین و غیر متدین فرق نمی‌کند ولی در این مورد فرق می‌کند. در اینجا غیر متدین کنار می‌آید ولی برای شما خیلی سخت می‌شود. مگر اینکه شما بتوانید ایشان را اصلاح کنید. اگر کسی یک نفر را زنده کند، گویی تمام افراد دنیا را زنده کرده است. ما داشته‌ایم ولی کم و سخت است. این همت و قدرت بالای این خانم را لازم دارد تا مشکلات اعتقادی و رفتاری آقا را اصلاح کند. نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که تا آنجایی که راه دارد و امکان دارد شما آن بیت را خراب نکنید ولی در آنجا که می‌بینید اگر در زندگی وارد شوید، دچار بدتر می‌شوید. اینجا دفع افسد به فاسد کنید. یعنی طلاق بگیرید و جدا شوید.
خلاصه مباحث کفویت و همتایی خانم و آقا را بفرمایید.
همتایی خیلی مهم است؛ یعنی در اعتقادات همتای هم باشند. اگر در جهات دیگر همتایی نباشد ممکن است با سختی و مشقت ادامه دهند، اما اگر اعتقادات و معتقدات مشترک نداشته باشند، واقعاً زندگی سخت می‌شود. لذا همتایی مذهبی مهم است. هر دو مسلمان هستند. از دو مذهب متفاوت. این موضوع چهار اشکال دارد که در کتاب ذکرشده، مراجعه بفرمایید. بعد همتایی خانوادگی است که خانواده‌ها باید همتای هم باشند. یادمان باشد در ایران خانواده‌ها هم با هم ازدواج می‌کنید برخلاف غرب. همتایی فرهنگی خیلی مهم است یا ممکن است دو نفر در یک شهر هستند ولی دو قومیت و دو نژاد متفاوت دارند؛ مانند شهرهای جنوبی ما که این‌ها واقعاً دو فرهنگ متفاوت دارند. در زندگی‌های آن‌ها مشکلات زیادی به وجود می‌آید و زندگی‌شان سخت می‌شود. اگر در دو شهر متفاوت باشد، باز هم سخت می‌شود. اگر دوتا کشور باشد، طبیعی است که کار خیلی خیلی سخت‌تر می‌شود. گاهی در یک شهر و یک محله و یک کوچه هستند و اختلاف فرهنگی که الآن گفتیم ندارند ولی اختلاف فرهنگی ناشی از اعتقادات دینی دارند؛ مثلاً آقا رعایت پوشش ندارند، از نظر نگاه رعایت نمی‌کند، از نظر ارتباطات رعایت نمی‌کند. با نامحرم هم دست می‌دهند و اهل مشروبات الکلی هستند. ببینید این دختر و پسر با هم هم‌کفو و همتا هستند ولی از نظر خانوادگی، فرهنگ‌های متفاوت دارند. از نظر فرهنگ خانوادگی به هم نمی‌خورند. این‌ها بعداً دچار مشکل جدی می‌شوند.
فرهنگ طبقاتی هم مهم است. از نظر اقتصادی نباید فاصله زیادی داشته باشند. خوب است که خانواده دخترخانم، سطحشان پایین‌تر باشد؛ مثلاً در خانواده پدرش، دخترخانم نمره‌اش دوازده بوده و حالا در خانه شوهر از نظر امکانات، نمره‌اش پانزده باشد و لذت بیشتری می‌برد. همتایی تحصیلی مهم است. بهتراست آقا یک مقطع تحصیلی از خانم بالاتر باشد. دیگر همتایی ظاهری است. چهره، رنگ پوست حتی رنگ پوست مثلاً سفید و سیاه، بعداً مشکل خواهند داشت. از نظر قامت و قد، از نظر زیبایی خیلی فاصله نداشته باشند. از نظر قامت بهتر است دخترخانم یک مقداری کوتاه‌تر باشند. چشم‌نوازتر است؛ اما این‌ها شروط کمال ازدواج است. این‌ها شروط اصلی نیستند.
حالا ممکن است، این‌ها هم قد هم باشند، ممکن است خانم بلندتر باشد، در این‌جور جاها اگر شما آدم حساسی نیستید اشکالی ندارد؛ اما اگر آدم حساسی هستید و آستانه شما پایین است مثلاً روی تکه‌پرانی‌ها و نگاه‌های دیگران حساس هستید، اینجا ما صلاح نمی‌دانیم. سعی کنید در ظاهر هم همتای هم باشید.

چندی پیش به سبب ارتکاب جرمی که انجام داده‌ام، هر جا که خواستگاری می‌روم به من جواب رد می‌دهند. آیا به خاطر جرمی که قبلاً مرتکب شده‌ام باید این‌جوری با من رفتار شود؟
به خاطر این جرم طبیعی است که ایشان فرصت‌ها را ازدست داده‌اند. خیلی از فرصت‌ها را از دست داده‌اند. من زندان رفتم و حبس را کشیده‌ام و الآن همان آدم قبلی هستم. لذا تأکید می‌کنم مراقب باشید این چیزها مسیر زندگی را عوض نمی‌کند اما معنایش این نیست که شما حق ازدواج ندارید. فقط مهم این است که شما حبس را گذرانیده‌اید و توبه کرده‌اید و بنا ندارید راه قبلی را ادامه بدهید اگر حق‌الناسی هم بوده، داده‌اید. اگر این‌ها را عمل کرده باشید و خودتان هم بخواهید رویکرد زندگی خودتان را می‌توانید عوض کنید. دیگر با دوستان بد نگردید، با شرورها رابطه نداشته باشید، محافل گناه نرویید، اگر خودتان روی خودتان کار کنید و توبه کنید خدا هم کمک می‌کند و ذهن مردم را پاک می‌کند. خداوند مقلب‌القلوب است اثرگذار است. او مؤثر واقعی است آن موقع زمینه برای ازدواج آماده می‌شود ولی یک مقدار توقعات را پایین بیاورید؛ یعنی اگر شما توقع دارید با یک خانواده‌ای که قبل از رفتن به زندان وصلت کنید خوب این دیگر امکانش نیست من پیشنهادم این است که یکی دو سال صبر کنید تا دید مردم عوض شود و خاطرات گذشته از بین برود. ثابت کنید به مردم که آدم دیگری شده‌اید ولی اگر به دلایلی نمی‌توانید صبر کنید می‌خواهید ازدواج کنید که جلوی انگیزه و انحرافات را بگیرد، خوب است ولی باید با یک خانواده مشابه وضعیت خود ازدواج کنید. همتایی در ازدواج؛ یعنی اینکه نه خانم خودش به زندان رفته باشد بلکه پدر یا برادرش سوءسابقه داشته باشند.
البته این‌ها برای افرادی است که مرتکب خلاف جرم شده‌اند وگرنه افرادی که بر اثر اتفاق یا سانحه به زندان رفته‌اند روی صحبت ما با آن‌ها نیست

درباره کفویت و همتایی توضیح دهید.
اولین بحثی که در ازدواج مطرح می‌شود، مسئله کفویت است و آن به خاطر اهمیتش است. اگر ما این ملاک‌ها را رعایت کنیم، مشکلات در مسیر ازدواج و راه زندگی خیلی کم‌تر خواهد شد. قبلاً اصل کفویت مطرح شد ولی حالا این ملاک‌ها چی هستند؟ این ملاک‌ها خیلی مهم هستند. یکی از این ملاک‌ها دیانت است. البته مخاطب ما در این بحث متدینین هستند. خانم متدین باید با آقای متدین ازدواج کند. حالا اگر فاصله، دو سه نمره باشد اشکالی ندارد. ولی اگر فاصله زیاد باشد، ما اصلاً صلاح نمی‌دانیم. این‌ها مشکل ایجاد می‌کند. اینکه ما دیانت را اول مطرح می‌کنیم، به خاطر تأکید اولیاءالله است. رسول گرامی فرمودند (ع): اذا جاء کم من ترضون خلقه و دینه فزوجوه. اگر برای دختر شما خواستگاری آمد که از اخلاق و دینش راضی بودید، دخترتان را به ازدواجش درآورید؛ و اگر شما این کار را نکنید فتنه و فساد بزرگی در جهان رخ خواهد داد. معلوم است که قضیه خیلی مهم است که طرف ما باید در ازدواج متدین باشد. در اینجا خانم و آقا فرقی نمی‌کند. هر دو باید به این نکته توجه کنند. این دو میخواهند با هم زندگی کنند. پس هردو باید متدین باشند. اگر یکی متدین است و یکی متدین نیست با هم ازدواج نکنند یا اینکه بگویند: طرف متدین دست طرف غیر متدین را می گیرد و بالا می برد، این درست نیست. و همین باعث تنش در زندگی خواهد بود؛ و یک نکته مبهم در اینجا این است که منظور ما از دیانت، دیانت واقعی است نه ظواهر دین. مورد داشتم و متاسفانه کم نبوده که خانم، آقای اهل نماز و مسجد و بسیج را متدین حساب کرده است و دیگر نرفته ببیند که به واقع متدین است یا نه. غالبا کسانی که در مسجد نماز میخوانند، متدین هستند ولی چون مسئله مهمی است، ما میگوییم احتیاط کنید. اکتفا نکنید. خانم میخواهند با آقا ازدواج کنند صرف اینکه آقا، نماز خوان و هیئتی است کافی نیست و باید تحقیق شود.
دین واقعی، پرهیزگاری، حیا، حجب، عفت، امانت داری، پاکدامنی عمل به احکام شرایع دینی است. این‌ها خیلی مهم است. امام صادق (ع) فرمودند: کسی که حیا ندارد، دین ندارد. چرا این‌قدر بر دیانت تأکید شده است. به دو دلیل، یکی اینکه اگر خانم و آقا متدین باشند، دست هم دیگر را می گیرند و در مسیر تکامل الهی، میتوانند بهمدیگر کمک کنند. وقتی حضرت علی (ع) با حضرت فاطمه (س) ازدواج کردند. حضرت محمد (ص) چند روز بعد به دیدار آنها رفت و از حضرت علی (ع) پرسید: علی جان فاطمه را چگونه دیدی؟ آقا فرمودند: نعم العون علی طاعة الله فاطمه چه خوب یار و همکاری است بر طاعت الهی. این یک نکته که تأکید بر دیانت است؛ و دلیل دوم اینکه اگر طرفین دیانت داشته باشند، در تنش ها زندگی، به یکدیگر ستم نمی‌کند. فردی میخواست دخترش را شوهر بدهد، پیش امام حسن عسگری (ع) رفت و گفت: دخترم را به چه کسی بدهم؟ آقا فرمودند: به مرد متدین بده؛ زیرا اگر دوستش داشته باشد اکرامش می‌کند و اگر مورد غضبش قرار بگیرد، به او ستم نخواهد کرد.

چه کنیم که بعد از ازدواج پشیمان نشویم؟
یکی اینکه برنامه ما را جدی ببینند؛ و پیگیری بفرمایید و نکاتی که ما عرض خواهیم کرد را گوش کنید. مسئله کفویت خیلی مهم است. اگر طرف هم کفو شما باشند، چرا پشیمان بشویید؟ بحث ازدواج های احساسی با منشا غیر منطقی را مطرح خواهیم کرد و مواظب باشید، ازدواج، تحمیلی نباشید.

آیا عدم تناسب در مسائل اقتصادی و دیگر مسائل در ازدواج مهم است؟ مثلاً در مسائل اقتصادی، اگر فاصله خیلی زیاد باشد، ممکن است در آیند ه مشکل ایجاد شود؟
تجربه نشان داده که این‌جور ازدواج ها به صلاح نیست. اگر فاصله کم باشد اشکال ندارد. کفویت همه جا مهم است. ما حتی می گوییم در رنگ پوست و قیافه هم باید کفویت را در نظر گرفت. فرهنگ و شخصیت اجتماعی هم مهم است. پسری که در وضعیت متوسط هستند اگر باخانمی که در وضعیت خیلی بالای مالی هستند ازدواج کنند، ببینید چه مشکلی پیش خواهد آمد؟ حالا ممکن است از نظر تحصیلات هم کفو هم باشند. اولا این دختر در فضایی بزرگ شده اند که به ایشان خیلی توجه شده است و پدر، تمکن بالایی داشته است. حالا ایشان میخواهند وارد فضایی شوند که از خانه خودشان خیلی کوچکتر است. حتما ایشان رنج خواهند برد. نه. میگویند ایشان یک دختر خود ساخته ای هستند و ناراحت نمیشود. شما خانواده ها را چه‌کار می کنید؟ وقتی پدر و مادرخانم می بینند دخترشان، از یکسری امکانات محروم هستند، مسلما ناراحت می‌شوند. در ضمن مگر شما نمیخواهید با خانواده و اقوام ایشان رفت و آمد کنید؟ مسلما اقوام ایشان هم مثل ایشان، تمکن مالی دارند و مرفه هستند. شما رفت و آمد می کنید، خودتان رنج می برید و یا خانم با اقوام شما رفت و آمد می‌کند و احساس حقارت می‌کند. در اینجا تناسب برقرار نیست. لذا من صلاح نمیدانم.
حالا اگر خانواده دختر بخواهند پسر را حمایت کنند، مرد غرور دارد و میخواهد مقتدر باشد. بندرت پسری دوست دارد، داماد سرخانه باشد و پدر خانم از ایشان حمایت کند و به او کمک کند معمولا زیر بار نمیرود. اگر هم به اضطرار قبول کنند، احساس می‌کنید غرورش لطمه دار شده است. ما توصیه مان این است که خانم سطح مالی شان از آقا پایین‌تر باشد. این مطلوبتر است؛ و آقا سطح مالی شان بالاتر باشد. چون این دخترخانم در فضایی زندگی کرده اند که بعضی امکانات را نداشتند و بعد از ازدواج، این امکانات را دارند و برایشان لذت بخش است. ولی خانمی که قبلاً همه امکانات را داشته اند، می بینند امکاناتی را هم از دست داده‌اند و ناراحت می‌شوند.

اگر کسی دیانت داشته باشد آیا لازم است شرایط دیگر را هم داشته باشد؟
امام صادق (ع) می‌فرماید: من خطب الیکم فرضیتم دینه و امانته کائنا من کان فزوجوا. اگر کسی دختر شما را خواستگاری کرد، اگر از دین و امانتش راضی بودید، هرطوری هست دخترتان را به ازدواج او درآورید. نه منظور حضرت این نیست که شما به ویژگی‌های دیگرش کار نداشته باشید. الا اینکه او یک متدین به معنی واقعی، دین‌دار به معنی واقعی باشد. ولی خوب یکسری ویژگی هایی هم هست، مثل سن و تحصیلات هم مهم است. من نظرم این است که ویژگی‌های دیگر را مد نظر قرار دهید. معنایش این نیست که صرفا دین داشت، کافی است. منافاتی ندارد. فرد دین دار است ما از تحصیلات و سربازی و شرایط دیگرش هم می پرسیم. این‌ها با فرمایش حضرت منافاتی ندارد. در اینجا باز مسئله همتایی و کفویت مهم است.
قشنگی، پول و اخلاق مرد، کدام مهمتر است؟
هر سه این‌ها مهم است. ما می گوییم کفویت باید باشد. قشنگی ملاک است و باید باشد. فاصله نباید زیاد باشد. پول هم باید در حد امکانات اولیه باشد. ولی اخلاق مهمتر است. مکرر داشته ام، قصری از طلا برای خانم درست کرده است ولی بد اخلاق است. خانم دوست دارد تمام زندگیش را بدهد و یک لحظه خو شی را با آقا داشته باشد. آقا به او بی حرمتی نکند؛ و قشنگی یکسال بیشترنیست و عادی می‌شود. این می رود و اخلاق می ماند. اگر دخترخانم توانستند آقایی را پیدا کنند که هر سه را داشته باشد، خیلی خوب است. اگر شما بتوانید جمع کنید این اولی است. ولی از همه مهمتر اخلاق است.

هم کفوی در ازدواج

آیا قیافه هم جزء مسائل هم‌کفوی است؟
بله قیافه هم همین جور است. آقایان، قیافه برایشان خیلی مهم است و برای خانم‌ها چیزهای دیگر مهم است. بعدا توضیح خواهیم داد

آیا خانواده و پدر و مادر دو طرف، باید هم کفو باشند؟
بله می گوییم خانواده که عام تر هم بشود؛ یعنی خواهر و برادر هم شامل آن می‌شود. عزیزان، خانواده ها هم باید هم کفو باشند؛ زیرا در ایران دو نفر نیستند که با هم ازدواج می کنند بلکه خانواده ها هستند که با هم ازدواج می‌کنید. در غرب است که دو تا جوان با هم ازدواج می کنند. در غرب یک فرهنگ ویژه ای دارند که واقعاً دیدنی است. فرزندان تا 18 سالگی تحت کنترل پدر و مادر هستند و بعد آزاد می‌شوند و ازدواج می کنند و کاری هم به خانواده ندارند. در غرب، به چشم خودم دیده ام که پدر و مادر خبر ندارند که فرزندشان ازدواج کرده است؛ و در آنجا چیز عجیبی هم نیست. در آنجا، طرف ده سال است که ازدواج کرده اند و پدر خانمش را نمی شناسد. بعد از چندین سال به فکر می افتد که پدر خانم را ببیند. او را به رستوران دعوت می‌کند و او را می بیند و هر کس پول خودش را حساب می‌کند و می روند. این واقعیتی است و مال غرب است. برای ما نیست. در آنجا خانواده بنیان ندارد؛ و جایگاه ندارد و این مسئله آنها را واقعاً دچار مشکل کرده است. این چیز خوبی نبوده و آنها هم به بن بست رسیده اند؛ و فهمیده اند اشتباه کرده اند و بنیان خانواده باید قوی باشد. در ایران خانواده واقعاً جایگاه دارد. حالا دختر و پسری که عاشق شده اند و کر و کور شده اند و ازدواج می‌کنید و می دانند که از نظر خانوادگی هم کفو نیستند. ولی ازدواج می‌کند. بدانید آنها پدر شوهر و مادر شوهر شما هستند و بعداً جایگاه پدر بزرگ و مادر بزرگ بچه شما را دارند و باید به این‌ها توجه شود.

اصالت خانوادگی یعنی چه و نقش آن در ازدواج چیست؟ منظور چیست؟
اصالت خانوادگی یعنی خانواده‌ای که سلامت نفس دارد، خانواده صالح با ارزشهای اخلاقی و خانواده خوبی باشند. اگربخواهیم دامنه آن را گسترش دهیم. اول پدر و مادر هستند و بعد خواهر و برادر و بعد پدر بزرگ و مادر بزرگ، عمو، عمه، خاله و دایی و ...هر قدر گستره این اصالت بیشتر باشد، خانواده ارزشمندتری هستند. خانواده با اصالتی باشند یعنی پدر و مادر و خواهر و برادر خوبی داشته باشند. حالا چرا باید این طور باشد؟ روایت عجیبی داریم. چرا این‌قدر تأکید شده؟ به خاطر ژن و وراثت است. چون برای ما ثابت شده است که ما بسیاری از ویژگی شخصیتی مان را از وراثت می گیریم. از پد ر و مادر و پدر بزرگ و مادر بزرگ و عمو و دایی و عمه و خاله می گیریم و بعد بچه‌های ما هم از این‌ها ژن می گیرند. علت اصرار به خاطر همین است. اگر طرفی را که می خواهیم با او ازدواج کنیم، پدر و مادر خوبی داشته باشد، ویژگی شخصیتی خوبی داشته باشد، او از پدر و مادرش این ویژگی شخصیت را می گیرد و به بچه‌ها منتقل می‌کند.
روایت داریم: تزوجوا فی الهجز الصالح فان عرق دساز. در خانه خوب ازدواج کنید. عرق یعنی همان ژن، اثر گذار است. رسول اکرم (ص): می خواهید برای نطفه تان انتخاب کنید، دقت کنید انتخاب درست داشته باشید. چون خانم‌ها برای شما، بچه ای شبیه برادرشان می آورد. ما توصیه می کنیم هر کس در حد اصالت خانوادگی خودش انتخاب کند. ما می گوییم در خور خانواده خودتان باشد؛ مثلاً اگر میزان اصالت خانوادگی شما بیست است، حق شماست که جایی خواستگاری بروید که اصالت خانوادگی آنها هم بیست باشند. پس خانواده ها خوب است از نظر اصالت هم کفو هم باشند. حالا بحث دیگری هم است. دخترخانم یا آقا پسری خوب هستند. ولی خانواده خوب ندارد و خانواده اصیلی ندارد و ارزش های اخلاقی در خانواده اش نیست. ما این را منع نمی کنیم. البته دخترخانم از آنها، ویژگی شخصیتی را گرفته ولی ممکن است روی خودش کار کرده است. باز این جهت هم خوب است هم کفو هم باشند. خداوند برای هر کس هم کفوی آفریده و الآن دارد نفس می کشد.

آیا زیبایی می‌تواند ملاک مهمی برای انتخاب همسر باشد؟
زیبایی هم یکی از ملاک‌ها است و مهم است. ولی تنها ملاک نیست و باید به ملاک‌های دیگر هم توجه کرد. در آقایان قضیه جدی تر است. برای آقایان زیبایی خیلی اصل است و پررنگ تراست. برای خانم‌ها بیشتر اثبات ویژگی اقتدار مرد، مدیریت، نقش حمایتگری و استقلال فکری مهم است. این ملاک برای خانم‌ها کم رنگتر از آقایان است. البته نه اینکه اصلاً برایشان مهم نباشد. فاصله نباید زیاد باشد. یک وقت فاصله هست، ولی کم است. این اشکالی ندارد. اگر مجموعه شرایط را دارند ما نگران نیستیم. ولی بسیار موارد داشته ام که به این موضوع بی توجهی کرده اند و در زندگی شان دچار مشکل شده اند. مگر می‌شود خانم آقا را نبیند و فاصله را حس نکند؟ بله علت همان عشق های قبل از محرمیت که آدم را کر و کور می‌کند، است. این فاصله را نمی بینند. بعد که ازدواج می کنند و این عشق ها فروکش می‌کند، می بیند خیلی فاصله دارند. ما اصلاً داشتیم که در رودربایستی مانده است. خواستگاری رفته و دیده فاصله زیاد است و گفته اگر بگویم نه زشت است. گاهی احساس ترحم است. می گوییم خانم شما که دیدید فاصله زیاد است، چرا قبول کردید؟ می‌گوید دلم به رحم آمد. احساس کردم خیلی علاقه دارد و دلبسته شده و خواستگاری آمده و دیگر نمی‌تواند دست از سر من بردارد و ترحم کردم. بعضی مواقع خانم می بیند آقا ویژگی اقتدار و نقش حمایتگری و استقلال فکری را دارد و زیبا نیست و با او فاصله زیاد دارد و قبول می‌کند؛ و بعداً در زندگی دچار مشکل می‌شوند؛ و یا آقا به خواستگاری می‌رود و می‌بیند خانم معنویت بالایی دارد و زیبا نیست. با این حال، پذیرفته اند و باز مشکل پیش آمده است. حالا چه مشکلی پیش می‌آید؟ این‌ها وقتی وارد زندگی می‌شوند، یکی مقایسه همسر خودشان با دیگران است و این واقعیتی است. به هر حال همسر دوستانشان را می‌بینند. البته برای خانم‌ها کمتر پیش می‌آید. برای آقایان بیشتر پیش می‌آید. خانم‌ها اگر مردشان آن ویژگی‌ها را داشته باشد و از نظر زیبایی فاصله داشته باشد یک جورهایی تحمل می کنند؛ اما آقایان با همسر دوستانش مقایسه می‌کنند. بعضی وقتها، تکه‌پرانی‌ها و پچ‌پچ‌ها و نگاه‌های معنی دار آقا را بهم می‌ریزد و متاسفانه باعث می‌شود که احساس خسران و زیان بکند، احساس عقده می‌کند و احساس می‌کند سرش کلاه رفته است و ناخودآگاه بهانه جویی و بهانه گیری می‌کند و بعضی مواقع به خانم ستم می‌کند؛ و مواردی هم سر و گوشش می جنبد. این‌ها واقعیت است. خانم‌های محترم دقت کنند. چون در خانم‌ها ویژگی حس تملک است یعنی دوست دارند که مردشان، مال خودشان باشد و و اگر فاصله زیاد باشد، دچار مشکل می شوند. لذا دختران عزیز، توجه کنند که فاصله زیاد نباشد. ولی فاصله کم با شرایط اشکالی ندارد. اینجا هم بحث کفویت مطرح است.

بعضی‌ها روی زیبایی تأکید زیادی دارند و در ازدواج، صرفاً زیبایی برایشان ملاک است. آیا این درست است؟
واقعاً این خطرناک است که صرفا زیبایی طرف، ملاک باشد. البته این مشکل را در آقایان زیاد داریم. البته ممکن است در خانم‌ها هم باشد. عزیزان این خطرناک است که شما صرفا زیبایی طرف برایتان ملاک باشد. از دیانت، اخلاق و اصالت خانوادگی او غافل بشویید. چرا خطرناک است؟ الآن آقا به خواستگاری خانم می روند. این خانم یک نقش همسری دارند و این زیبایی، برای این نقش همسری چیز خوبی است. ولی ایشان یک نقش دیگری هم دارند. درست است بالفعل نیست؛ و بالقوه است و آن نقش مادری است و او قرار است، مادر بچه شما بشود و آقا هم همینطور. ممکن است خانم فقط خوش تیپی و زیبایی آقا، برایش ملاک باشد. خوب دخترخانم فکر کنید او می خواهد پدر فرزند شما بشود. در نقش پدری، زیبایی اهمیت ندارد؛ مثلاً پدر خیلی خوش تیپ است ولی وقتی اخلاق و دیانت ندارد، حالا می خواهد فرزند تربیت کنند؟ به نظر من این کار را نکنید. انتخاب همسر بر اساس زیبایی، درست مثل خریدن کتاب بر اساس طرح روی جلد آن است شما پولی می دهید و یک کتاب پانصد صفحه ای می خرید که از محتوای آن استفاده کنید. اگر فقط برای طرح روی جلد می خرید، یک رو ز و چند روز، برایتان جذاب است و بعد کتاب را باز می کنید و می‌بینید عجب! محتوی ندارد و مطالب ضد اخلاقی دارد. در این مسئله هم اگر همتا و هم کفو هم باشند خیلی بهتر است.
کم نداشتیم کسانی که بر اساس زیبایی ازدواج کرده اند و بعد که وارد زندگی شدند، دیده اند عجب اُعجوبه ای است و زیبایی دیگر برایشان مهم نبوده است. اگر زیبایی و دیانت هر دو باهم باشند، خیلی خوب است. اگر آدم بتواند این‌ها را با هم جمع کند، خوب است. خانمی، هم زیبا و هم اصیل و هم با کمالات باشد. رسول اکرم (ص) فرمودند: از نشانه سعادت آدم مسلمان، همسر زیباست و البته متدین هم باشد. اگر فقط زیبا باشد مشکلاتی برای شما دارد. یک مشکل دیگری هم دارد و آن این است که زیبایی یک چیز عرضی است نه ذاتی. کمالات ذاتی است. اخلاق جزء ذات انسان است و بندرت عوض می‌شود ولی زیبایی عرضی است یعنی با کوچکترین اتفاق، ممکن است از بین برود. یک پاره آهن به‌صورت خانم بخورد و آنرا عوض کند. یا یک کتری آب جوش روی صورت خانم بریزد و چهره تغییر کند. کسی که صرفا ملاکش این بوده، اگر این زیبایی را از او بگیرند، هیچی برایش نمی‌ماند و زیر پایش خالی می‌شود؛ و واقعاً احساس خلأ می‌کند. ولی کسی که ارزشهای دیگری مثل مهربانی هم برایش مهم بوده و حالا یک کتری آب جوش روی صورت خانم ریخته، خوب زیبایی صورت از بین رفته، ولی مهربانی و انسانیت او که از بین نرفته است. ما می‌گوییم صرفا زیبایی نباشد.

آیا در ازدواج هم کفوی بودن در مذهب مهم است؟
اولین صحبتهایی که ما کردیم، درمورد اعتقادات دینی و ارزشها بود. حتما باید کفویت باشد و مفصل صحبت کردیم. حالا دو تا مذهب اسلامی را میگویند. بفرض که مذهب اجازه داده البته بیشتر مذهب ها اجازه نمیدند و این‌ها مسائل فقهی دارد و ما وارد آن نمیشویم و می گویم بفرض که مذهب اجازه داده، ما حالا از دید خانوادگی به آن نگاه می کنیم. من این‌جور ازدواج ها را صلاح نمیدانم. چرا؟ همان بحث کفویت است. شما دو تا مذهب هستید. ما احکامی داریم. هر مذهب احکامی دارد. گاهی تعارض احکام در خانه، تنش ایجاد می‌کند. الآن ما جوانانی را داریم که دو مرجع تقلید مختلف دارند و آرای آنها یکی نیست، با هم مشکل دارند؛ مثلاً مرجع بزرگواری میگویند: موسیقی حلال داریم ولی مرجع دیگری همان را احتیاط می‌کنید. الآن تلویزون دارد نوایی پخش می‌کند. خانم می‌گوید: خاموش کن. آقا می‌گوید: خانم بگذار گوش کنیم. همین خودش مشکل درست می‌کند. چه برسد به دو مذهب. خیلی کار سخت تر می‌شود. بعضی وقتها، تعصبی که طرف، روی مذهب خودش دارد تنش ایجاد می‌کند. ممکن است خانم و آقایی بگویند: ما روی مذهبمان، تعصب نداریم. این را هم خود مذهب ها اجازه نمیدهند. بالاخره تعصب اصولی باید داشته باشید. بفرض ندارند. شما خانواده هایتان را چه می کنید؟ آنها را چه‌کار می‌کنید؟ بفرض آنها هم تعصبی ندارند. نزدیکان چه؟ در میهمانی های مختلف و عروسی ها مشکل ایجاد می‌شود. آنها را چه‌کار می‌کنید؟ از این هم که بگذرید، خداوند فردا به شما فرزندی می دهد. بالاخره این فرزند کدام مذهب را میخواهد بپذیرد. مذهب پدر یا مادر را و این خودش مشکل ایجاد خواهد کرد. این‌ها عامل تنش است. چه لزومی دارد این کار را بکنید. با مذهب خودشان ازدواج کنند مگر در موارد خاص علی حده و علل خاص و ویژه که ما آنها را رد نمی‌کنیم. عرایض ما کلیت دارد ولی عمومیت ندارد. ما میگوییم با مذاهب خودتان ازدواج کنید. پیامک های زیادی داشتیم که باز رایحه عشق و این‌ها بود و الآن دلبسته شده اند و الآن دیگر نمیتوانداز خیر این خانم یا آقا بگذرند و دنبال تأییدیه از ما هستند. ما نمیتوانیم خلاف آنچه که دین می‌گوید و آنچه که ما به آن رسیده ایم، صحبت کنیم. سعی کنید با هم کفو خودتان ازدواج کنید.
الآن بد ن این‌ها با هم تنش دارند و ما نباید عوامل تنشی را زیاد کنیم و مزید بر علت شویم.

آیا دختری ناپاک با پسری پاک می‌توانند ازدواج موفقی داشته باشند؟
خیر قر آن می‌فرماید: دختر ناپاک برای پسر ناپاک و دختر پاک برای پسر پاک است. از این نظر هم باید هم‌کفو هم باشند.

مادرم به خاطر تیره بودن پوست مادر دختر، با ازدواجم مخالفت می‌کند. آیا این درست است؟
این از همان سخت‌گیری‌های بی‌جهت و بی مورد است. ما درمورد دو تیره سیاه و سفید گفته‌ایم ولی اینجا اصلاً موردی ندارد. در اینجا همتایی مهم نیست.

اگر فرهنگ و آداب و رسوم دو نفربا هم اختلاف داشته باشد. آیا ممکن است در ازدواج آنها مشکل پیش بیاید؟
ما توصیه مان این است که فرهنگ مشابه داشته باشند. این اختلاف فرهنگی ممکن است مشکلاتی را برایشان ایجاد بکند. معمولا آنهایی که فرهنگ مشترک دارند راحت تر می‌توانند با هم کنار بیایند. آنهایی که اختلاف فرهنگی دارند باید تحمل زیادی داشته باشند. منظور ما از فرهنگ همان قومیت است که آداب و رسوم شان خیلی از هم دور است. وگرنه خرده فرهنگ ها مشکلی ندارد حتی در یک شهر هم ممکن است فرهنگ هایشان با هم فرق کند ما بیشتر منظورمان تفاوت فرهنگ فاحش است. اگر چنین چیزی باشد از همان اول برای زوج مشکل پیش می‌آید. حتی در فرایند خواستگاری هم مشکل پیش می‌آید؛ مثلاً الآن خانم و آقای دانشجو در دانشگاه آشنا شده اندو بر اساس مبانی عقلانی که ما گفتیم میخواهند با هم ازدواج کنند. این دو نفر دو فرهنگ مختلف دارند فرایند خواستگاری را شروع می‌کنید و از همان ابتدا مشکل درست می‌شود چون اختلاف فرهنگی فاحش وجود دارد؛ مثلاً در فرایند خواستگاری متوجه می‌شوند خانم جهیزیه نمی آورد؛ یعنی والدین به دخترخانم جهیزیه نمی دهند. در مناطقی از کشورمان داریم که آقا جهیزیه را تهیه می‌کند. خانواده دختر لیست بلند و بالایی به آقا پسر می‌دهند و ایشان باید تهیه کند. بحث شیربهاء، در خیلی جاها جدی است. شیر بهای خیلی گزاف از آقای داماد گرفته می‌شود. در مواردی عروسی های هفت شب و روز گرفته می‌شوند که غالبا هم هزینه بر دوش آقای داماد است. در مناطقی از کشورمان داریم که برای خرید اولیه عروس یک مینی بوس از خانواده عروس با آنها برای خرید راهی می‌شوند؛ و آقای داماد باید برای همه چیزی بخرد؛ و اگر برایشان نخرد، توهین است. در مناطقی از کشورمان هست که مرد خیلی اقتدار دارد؛ یعنی از حد اقتدار متعارف آقایان خیلی بیشتر است. جایی در کشورمان هم داریم که زن اقتدار دارد. زوج این‌ها را خبر ندارد در همین فرایند اولیه دچار مشکل می شوند؛ و در مراسم عروسی ممکن است زبانشان و لهجه شان با هم فرق می‌کند. لباس و آداب و فرهنگشان باهم فرق می‌کند. خوب این یک مراسم مشترک است. متعدد پیش آمده که در همین مراسم دعوا شده. ما توصیه می کنیم این کار را نکنید مشکلات دارد. اگر کسی خیلی روی این قضیه اصرار دارد به دو نکته توجه بکند. قبل از اقدام به خواستگاری شناخت پیدا بکنند و آداب طرف را بشناسید. با مطالعه و سؤال از خود آقا پسر و دخترخانم رسوم آنها را بشناسید. دیگر اینکه ببینید قدرت انطباق دارید یا نه؟ اگر شناخت پیدا نکنید و قدرت انطباق نداشته باشید که بعدا بتوانید تحمل کنید، دچار مشکل می شوید. احتیاط این است که با هم فرهنگ خودتان ازدواج بکنید. منظور ما خرده فرهنگ ها نیست. ما در مجلس عروسی می گوییم این خرده فرهنگ ها را لاپوشانی کنید گاهی به خاطر همین فرهنگ بهم می ریزد؛ و از همان شب اول کینه ایجاد می‌شود.
اگر در فرهنگ هم همتایی داشته باشیم خوب است

در مورد تحصیلات خانم و آقا توضیح دهید. آیا لازم هست که هم‌سطح باشند؟
در قضیه تحصیلات بهتر است آقا مقطعش بالاتر باشد. البته فاصله هم زیاد نباشد گاهی می‌بینید آقا دکتری دارند و خانم سوم راهنمایی است. درست است آقا بالاتر است ولی فاصله جالبی نیست. ما توصیه می کنیم که اگر خانم لیسانس است آقا فوق لیسانس باشد و آقا یک مقطع بالاتر باشد. مواردی پیش می‌آید که هم سطح هستند آیا مشکلی دارد؟ به یک شرط عرض می کنیم مشکل ندارد که عزیزان صحنه زندگیتان را به صحنه کشتی تبدیل نکنید یعنی دو کشتی گیری، نشوید که هردو مقاومت می کنند که آن یکی را به زمین بزنند و هیچ کدام راضی نشوند. اگر به صحنه کشتی تبدیل نشود مشکلی ندارد. آن چیزی که ما را نگران می‌کند برعکس این است؛ یعنی مقطع خانم بالاتر از آقا است. این موضوع با اقتدار مرد منافات دارد. مرد دوست دارد مقتدر باشد نه قلدر؛ و همسرش به او اتکا کند. وقتی همسر بالاتر باشد معمولا جلوی این اقتدار را می گیرند. یکی دیگر از ویژگی های مرد که با این مسئله منافات دارد غرور مرد است. حالا خانمی باشد که بگوید: من اصلاً تواضع دارم و غرور ندارم و مدرک تحصیلی را چماق نمی کنم و بر سر آقا بکوبم و اصلاً انگار نه انگار که مدرکم بالاتر است. آیا باز هم مشکل پیش می‌آید؟ شما تواضع دارید و لی او غرور دارد. گاهی در زندگی تنش هایی پیش می‌آید که طبیعی ایت و اگر شما تذکرهایی به او بدهید، این را به حساب مدرک بالای شما می گذارد و اینکه شما معلم اخلاق شده‌اید. در یک مورد ما میتوانیم صرف نظر کنیم که خانم مدرک بالاتری دارد ولی آقا ویژگی بارزی دارد مثلاً نویسنده خوبی هستند آنجا چاله ها را پر می‌کند. یا اینکه آقا اهل مطالعه هستند و با تجربه به جایی رسیده اند و اطلاعات عمومی شان خیلی بالا است. یا آقا در ورزش به یک مقامی رسیده اند. اگر چنین ویژگی بارزی باشد، ما دغدغه کمتری داریم. باز هم می گویم مطلوب این است که آقا یک مقطع از خانم بالاتر باشد. دراینجا هم بحث همتایی مهم است.

اگر زیبایی مهم است آنها که زیبا نیستند چه‌کار کنند؟
دختران عزیزی که از بحث زیبایی ما گله کرده بودید، من فکر می‌کنم شما بحث را خوب گوش نکردید. ما گفتیم در همه چیز باید کفویت باشد و یکی از چیزهایی هم که باید در آن هم کفو باشید بحث زیبایی است. صحبت ما این است که فاصله زیبایی نباید زیاد باشد. اگر فاصله زیبایی کم باشد این نگران‌کننده نیست. فرض کنید آقا نمره زیبایی‌اش بیست است و خانم شانزده این اشکالی ندارد بویژه اگر این خانم ویژگی اصالت و دیانت و مهربانی و عطوفت را داشته باشند. و یا برعکس این هم می‌شود. شما که وارد زندگی می‌شوید اگر چشمتان به کس دیگری افتاد و خواستید احساس خسران بکنید، می‌گویید نه. خانم من درست است که از من کمتر زیبایی دارد ولی اصیل است و دین دارد و مادر ی مهربان ایت و عطوف است؛ و آرام می گیرید. آن چیزی که ما عرض کردیم فاصله زیاد است. آقا نمره‌اش بیست است و خانم نمره‌اش پنج است و یا بالعکس. این بعد مشکل ایجاد می‌کند.
بویژه برای دخترانی که گله کرده اند ما نفع شما را در نظر می‌گیریم. چطور؟ مثلاً آقایی که نمره زیبایی‌اش بیست است و خانم پنج است. شما در زندگی مشکلاتی دارید که بنده گفته ام. یکی از آن مشکلات این است که ممکن است آقا سر و گوشش بجنبد؛ و به خاطر همین فاصله چشمش دنبال نامحرم باشد؛ و این بشدت شما را رنج می دهد زیرا شما حسی دارید بنام حس تملک و می خواهید مردتان مال خودتان باشد. دوست ندارد مردش دیگران را نگاه کند. بنظر من زشت وجود ندارد من می گویم زیبایی درجه دارد؛ و زیبایی حسی است مثلاً یک سیاه پوست از چشم یک سفید پوست ممکن است زیبا نباشد ولی از چشم یک سیاه پوست خیلی هم زیبا باشد. ممکن است یک خانمی برای آقایی نمره زیبایی اش پانزده باشد و از دید آقای دیگر پنج باشد و یا برعکس آن. این‌ها حسی است ما میگوییم شما بیایید با هم کفو خودتان ازدواج کنید؛ و بدانید برای شما خدا کفوتان را آفریده. این تنوع زیبایی که در خانم‌ها است در آقایان هم هست. دخترانی که فکر می‌کنید درجه زیبایی تان کم است غصه نخورید چون خدا به همان اندازه که نعمت می دهد، به همان میزان از او مسئولیت می‌خواهد و باید پاسخ گو باشد. کسی که در اوج قله است اگر سقوط کند نابود می‌شود. ولی کسی که چند قدم از قله بالا رفته اگر بیفتد دستش زخمی می‌شود. می دانید ابتلاء از ابزار الهی است. خدا خانم و آقا را با همین زیبایی امتحان می‌کند؛ و واقعاً ابزار خیلی عجیبی است و خیلی ها به خاطر زیبایی به خطا رفته اند و نتوانسته انداز امتحان الهی سرافراز در بیایند. خیلی غصه نخورید که چیزی را از دست داده‌اید. به هر حال خیالتان راحت تر است که خدا شما را این‌جوری امتحان نمی‌کند. حتما به این نکته توجه کنید.
در جایی شنیده‌ام که پیامبر فرموده‌اند: در امر ازدواج از زن سبزه‌ی مزلبه پرهیزکنید. لطفا در این باره توضیح دهید.
تعبیری داریم که حضرت رسول (ص) فرمودند: ایاکم و خضراءُ الدمن. از سبزه مزلبه بپرهیزید؛ یعنی گل خوشگلی که در مرداب روییده است. صحابه سؤال کردند خضراءالدمن کیست؟ آقا فرمودند: خانم زیبارویی که در خانه آلوده بزرگ شده و رشد کرد ه است. حالا چرا تأکید می کنند آقای مومن با این خانم ازدواج نکند؟ چون محیط تربیتی، ژن، وراثت، کانون خانه روی شخصیت آدمها اثر می گذارد؛ و این واقعیت است همان روش الگویی خانواده است. ما خودمان هر چه داریم از پدر و مادر مان داریم. حالا اینجا دو حالت وجود دارد. حالا یک وقت، دخترخانم زیبارو که در محیط آلوده رشد کرده خودش هم آلوده است و تیپ آنها است. به آقای مومن تأکید شده با این خانم ازدواج نکند. پس بنده خدا چه‌کار کند؟ او ازدواج نکند؟ چرا با همتای خودش که آلوده است و مثل خودش است ازدواج کند؛ اما سؤال مهم این است که دختر خودش خوب است و خانواده اش هم خوب است، اینجا منعی نداریم. ممکن است ایشان در یک محیط آلوده بزرگ شده اند ولی خودسازی کرده اند؛ و روی خودشان کار کرده اند و توانسته‌اند مشکل خودشان را حل کنند. حتی اگر ژن هم تاثیر گذاشته است ما میتوانیم با تربیت و خودسازی می‌تواند بر ژن حاکم بشود. اثر آن را از بین ببریم؛ و اگر دغدغه این باشد که هنگام منعقد شدن نطفه پدر حال سکر بود ه و یا مادر در زمان انعقاد نطفه در فکرهای آلوده بود ه است این مشکل را هم می‌شود با ذکر و قرآن، دعا، ریاضت حل کرد. آسیه در خانه فرعون آسیه شد. ما با این خانم مخالف نیستیم ولی اینجا مسئله کفویت خانواده‌ها پیش می‌آید. خانواده های دو طرف با هم همتا نیستند لذا باز هم توصیه می کنیم خوب است با این خانم هم آقای ازدواج کنند که خودشان خوب هستند ولی خانواده خوب و مطلوبی ندارند.

منبع: ch3.iribtv.ir
ویرایش و انتشار:
وبسوار

تازه‌ترین خبرها

نقش سردار سلیمانی در مبارزه با داعش

ایران در حال نمایش حضور خود در عراق است و سردار سلیمانی با فرماندهی نیروهای عراقی نقش مهمی را در سرکوب داعش ایفا می‌کند.

داعش نام «کوبانی» را تغییر داد

تروریست‌های داعش پس از تصرف محورهای اصلی شهر کوبانی، نام این شهر را به «عین السلام» تغییر دادند.

سه اولویت جهان اسلام از دیدگاه رهبری

دشمن با افروختن آتش جنگ ميان مسلمانان، انگيزه‏‌هاى مقاومت و مجاهدت را در آنان به انحراف كشانده، كارگزاران استكبار را كه دشمنان حقيقى‏‌اند، در حاشيه‏‌ى امن قرار دهد.
اخبار سیاسی بیشتر »

مدال طلای والیبال ایران پس از 56 سال

تیم ملی والیبال ایران پس از شکست ژاپن در آخرین دیدار بازی‌های آسیایی اینچئون، سرانجام به عنوان قهرمانی والیبال آسیا نائل شد.

صعود تیم والیبال ایران به دور نهایی

با پیروزی تیم والیبال آرژانتین از تیم آمریکا، ایران به دور نهایی رقابت‌های والیبال قهرمانی جهان صعود کرد.

تیم کشتی فرنگی ایران قهرمان جهان شد

تیم ملی کشتی فرنگی ایران موفق شد برای نخستین بار به مقام قهرمانی جهان نائل شود.
اخبار ورزشی بیشتر »

خطر سرمایه‌گذاری در موسسات غیرمجاز

مشروح سخنان رئیس بانک مرکزی در خصوص تسهیلات، نرخ سود، وام مسکن و کارمزد خدمات بانکی.

روش قانونی سوء اثر چک برگشتی

به دنبال افزایش آمار چک‌های برگشتی در سال‌های اخیر؛ گروه‌های مختلفی با تبلیغات گسترده و البته به شکل غیرقانونی نسبت به رفع سوء اینگونه چک‌ها اقدام کرده‌اند.

اقتصاد ایران در وضعیت رکود

اسحاق جهانگیری گفت: توسعه صادرات غیرنفتی نقش تعیین كننده‌ای در خروج از شرایط فعلی كه اقتصاد كشور در شرایط ركود قرار گرفته است دارد.
اخبار اقتصادی بیشتر »

سقوط خودروی 206 به گودال 15 متری

سرنشینان یک دستگاه خودروی 206 که خانم و آقایی 20 و ۲۵ ساله بودند به دلیل شدت جراحت جان خود را از دست دادند.

زن 33 ساله خود را به آتش کشید

زنی 33 ساله‌ای شب گذشته در شهر قدس واقع در استان تهران با ریختن بنزین روی خود اقدام به خودسوزی کرد.

نجات کارگر افغانی پس از سقوط از طبقه 5

یک کارگر 30 ساله افغان مشغول جوشکاری در بالاترین نقطه یک ساختمان بود که ناگهان به دلیل بی‌احتیاطی از طبقه پنجم به حیاط ملک مجاور سقوط کرد.
اخبار حوادث بیشتر »

آزادی «شهرام جزایری» پس از 11 سال

شهرام جزایری که به اتهامات مختلف به زندان رفته بود و به عنوان مفسد اقتصادی شناخته شده بود پس از یازده سال از زندان آزاد شد.

مجرمیت مدیر مسئول روزنامه شرق

مدیر مسئول روزنامه شرق بابت انتشار خبر درباره وضع مرکز معتادان شفق به قصد تشویش اذهان عمومی با اکثریت آراء هیأت منصفه دادگاه مجرم شناخته شد.

دانش‌آموزان شین‌آبادی و بوی‌ماه مهر +عکس

همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید دختران دانش‌آموز شین‌آباد و والدین آنها نسبت به روند درمانی و حمایت واقعی مقامات دولتی در سه سال گذشته انتقاد کردند.
اخبار اجتماعی بیشتر »

ارتباط چاقی با بلوغ زودرس و کوتاهی قد

انتهای بلوغ پایان رشد است که گاهی این بلوغ دیر و گاهی زود اتفاق می‌افتد که هر دو ایراد دارند؛ اما بلوغ زودرس قد را می‌سوزاند.

شناسایی محل دقیق ظهور ویروس ایدز

دانشمندان دانشگاه آکسفورد منشاء بیماری همه‌گیر ایدز را در کینشازا، پایتخت جمهوری دموکراتیک کنگو شناسایی کرده‌اند.

متوسط سن ابتلا به ایدز در ایران

طبق آمار گزارش شده حدود 28 هزار مبتلا در کشور شناسایی شده‌اند. البته در کنار این، آمار تخمینی ما حدود 100 هزار نفر است.
اخبار پزشکی بیشتر »

تمسخر اپل توسط سامسونگ

در پی رونمایی آیفون 6 توسط شرکت اپل که بزرگترین صفحه نمایش سری تلفن‌های همراه این شرکت را به خود اختصاص داده، سامسونگ با انتشار متنی در توئیتر آن را به سخره گرفت.

10 برند ارزشمند و گران‌قیمت جهان

برند اپل با ارزش 117 میلیارد دلار به عنوان گران‌ترین برند جهان شناخته شد. پس از آن برندهای گوگل، IBM ...

رونمایی اینتل از پردازشگر 8 هسته‌ای

شرکت اینتل از cpu جدید هشت هسته‌ای خود با نام Intel Core i۷-۵۹۶۰X رونمایی کرد.
اخبار فناوری بیشتر »
header
header
header
header
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: